خرید بک لینک
شهید مدافعحرمـ سید اسماعیل سیرت نیا قبل از رفتنش گفت :دعایم کن! معامله ای کرده ام با مـــــادرم زهرا، که اگربشود خبرهای خوبی در راه است. شنیده ایم هنگامی که ترکش بر پهلو ات نشست، و بر زمین فِتادی نه ضجه ای زدی و نه ناله ای کردی... شاید حضرت مادر سَرَت را بر آغوش گرفت ،که اینگونه آرام پر کشیدی و ما خُفتگان دنیایی را تنها گذاشتی... سالها بود، دنبال میدان جهاد وشهادت بود.آنقدر تلاش کرد تا به هدفش رسید، این اواخر درحمله داعش به عراق سخت بی تاب رفتن شد، نگذاشتند. گفت: مادرم را خواب دیدم. من شهید می شوم و همه ی شما را شفاعت می کنم. این اواخر نگران فتنه های سال

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 17:09

از روزی که با همسرم آشنا شدم، مرتب از شهادت حرف میزد. انگار عشق به شهادت با گوشت و پوست و خونش عجین شده بود. کتابهای خاک های نرم کوشک، ارمیا، پایی که جاماند، حکایت زمستان، نورالدین پسر ایران را میخواند و به من هم سفارش می کرد که بخوانم. از دوران نامزدی تا پس از ازدواج پاتوقمان گلزار شهدا هفته ای یک مرتبه بود. به جرأت میتوانم بگویم که زندگی ما با شهادت گره های پیچ در پیچ نگفته ای خورده بود. با هم به بهشت زهرا میرفتیم و عجیب بود که به قطعه 26 خیلی علاقه داشت. انگار می دانست که خانه ابدی اش قرار است همین مکان باشد، حس و حال عجیبی پیدا می کرد. و همانجا که

برچسب: روایتی از زندگی و زمانه,روایتی از زندگی حضرت محمد, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 17:09

بسم رب الشهدا حاتم حمادی فرمانده از فرماندهان مقاومت جنوب حلب در الحمدانیه به شهادت رسید. هنیئا لک یا شهید خــــــــادم الشـــــهداء @khadem_shohda

برچسب: شهادت فرمانده ایرانی,شهادت فرمانده ایرانی در سوریه,شهادت فرمانده ایرانی توسط,شهادت فرمانده ایرانی در عراق,شهادت فرمانده ایرانی در سامرا,شهادت فرمانده ایرانشهر,شهادت فرماندهان ایرانی در سوریه,شهادت فرمانده انتظامی ایرانشهر, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 17:09

گزارش تصویری از مراسم وداع و تشییع با روحانی شهیدمدافع حرم سعید بیاضی زاده شب گذشته در مدرسه فیضیه ی قم. بیسیم چی @bisimchi1 نماز بر پیکر مطهر شهدای مدافع حرم توسط حضرت آیت الله نوری همدانی https://telegram.me/joinchat/C9nfRDyiUT8asaRTEMLDAA کانال شهدای مدافع حرم قم

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 17:09


سعید (سامانلو) خیلی اهل دل بود، تو دلش بیشتر از هر کسی جای خدا بود، میگفت وقتی نیستی خودت رو به خدای بدی، خداوند هستی خود را به تو خواهد داد، سعید خودش راندید که خدا را ببیند.

شهید سعید سامانلو

شهدای مدافع حرم قم

@sh_modafeharam_qom



برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:03

پـــنـــد نــٰـامــہء شٌــــهَــــداء خانوم جان....! مدافع حرم شما بودن افتخار ماست و مدال افتخار است زیرا راه شما و راه آل الله راه نجات است.. (انالحسین مصباحالهدی و سفینةالنجاه) شهید میثم مدواری خــــــــادم الشـــــهداء https://telegram.me/joinchat/BUoPxDyWQYbhMi0DLC7gxA

برچسب: خانوم جان,آهنگ سید خانم جان,سوسن خانوم جان سینا,دانلود اهنگ خانوم جان, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:03

آقا رسول رو با همین لباس در خواب دیدم، بهشون گفتم: "دیدم که چگونه شهید شدید خیلی ناراحت شدم" گفت: این که چیزی نیست، در حسرت اینم که چرا مثل اربابم اباعبدالله (ع) به شهادت نرسیدم" سلام بر حسین... شهید رسول خلیلی

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:03

سلام سعید جان. شهادتت مبارک. دلم خیلی برات تنگ شده با معرفت؛ سعید همیشه بهت غبطه میخوردم. به ایمانت به درس خوندنت به اخلاق جذابت،همین طور که الان بهت غبطه میخورم. واقعا شهادت حقت بود. مبارک باشه داداشی. داداش منو فراموش نکن. آون قولی که بهم دادی رو یادته؟؟؟ فراموش نکنیا. دوریت و نبودت خیلی برام سخته. تو بهترین هم بحثیم بودی تو این دوران . سه سال مداوم در کنارت درس خوندم و از علمت استفاده کردم و آگه تو درسم پیشرفتی داشتم به برکت زحماتی بود که برام کشیدی و وقتی بود که برام گذاشتی .داداشی آخر جواب خدمت هایی که برای آیت الله انصاری آون عارف بالله، کشیدی رو

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:03

بهمن بسیار صبور بود و هر کلامی که از زبانش خارج نمی شد و کارهایش برای رضای خدا بود و همین ویژگیهای اخلاقی بود که رزمندگان فاطمیون را مجذوب خود کرده بود و آنها ارادت خاصی نسبت به شهید قنبری داشتند. یکی از ماهر ترین دیدبان ها بود شهید قنبری از دیدبانهای ماهر ، خبره در سوریه بود و علیرغم اینکه دیدبانی میکرد معلم اخلاق برای دیگر رزمندگان بود و آنها را نیز آموزش میداد اما کوچکترین تکبری درش وجود نداشت. چندین بار گلوله و موشک هدایت شونده به نزدیکی مقر استقرار بهمن اصابت کرد اما او همچنان استقامت داشت و میگفت : حاضرم روی خودم گرا بدهم که من را مورد اصا

برچسب: روایتی از شهید ابراهیم هادی,روایت از شهید,روایتی از یک شهید,روایتی کوتاه از شهید, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:03

تن در کربلا و دل در سوریه اصل ماجرای رفتن به سوریه از اربعین شروع شد. 40 روزی به جبهه عراق رفتم، با این حال دلم می خواست به سوریه بروم. آمدم ایران یکی از دوستان گفت کار رفتنت را جور می کنم که نشد و خودم پیگیری کردم. کارخود «بی بی» بود که متوجه نشوند ایرانی هستم. درهمان مشهد من را شناختند. یک سری چهره زن هستند که با دوستان افغانستانی در ارتباطند، کسانی که از ایران وارد فاطمیون می شوند را شناسایی می کنند. به واسطه مراودهای که با کارگرهای افغانستانی داشتم زبان افغانستانی تمرین کرده بودم. ابتدا چون روال سیستم ثبت نام و گزینش را نمی دانستم به اسم ایرانی رفت

برچسب: گفتگو با شهید, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:03

بانوان زینبی . . . توی معراج شهدای مشهد دور پیکر رضا جمع شده بودیم و گریه میکردیم... همسر بزرگوار شهید گفت: برای رضا گریه نکنید جای رضا بسیار خوب است و اگر گریه کنید دشمنان رضا خوشحال می گردندو رضا را دشمن شاد نکنید؛ بعد با خودکار روی پرچم ایران تابوت همسر شهیدش نوشت: من و نیایش راهت را ادامه می دهیم. شهید رضا دامرودی نشریه شهید خادم الشهدا https://telegram.me/joinchat/BUoPxDvi9Qkf39zYYrvtNQ

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 17:39

چگونه متوجه شدید که محمدحسین به شهادت رسیده است؟ صبح تاسوعا محمدحسین به شهادت رسید. دخترم صبح عاشورا از خواب بلند شد و گفت مامان خواب دیدم، محمدحسین شهید شده،گفتم نه مامان عمرش دراز است. گفت مامان خواب دیدم شهید شده! ظهر عاشورا نشسته بودم دیدم اقوام دارند مدام با من تماس میگیرند، آنها از طریق تلگرام متوجه شده بودند که محمدحسین شهید شده است، همه فهمیده بودند غیر از من. به همسرم گفتم آقای میردوستی چرا همه دارند به ما زنگ میزنند، گفت همیشه زنگ میزنند، گفتم نه طبیعی نیست غیرطبیعی است، بعد از مدتی خودش هم گفت غیرطبیعیاست چرا همه دارند زنگ میزنند

برچسب: گفتگو با مادر احسان علیخانی,گفتگو با مادران باردار,گفتگو با مادر شهید,گفتگو با مادر شهید مدافع حرم,گفتگو با مادر شهلا جاهد,گفتگو با مادر پژمان جمشیدی,گفتگو با مادربزرگ و بابابزرگ,گفتگو با مادربزرگ,گفتگو با مادر پاشایی,گفتگو با مادر عمو پورنگ, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 17:39

شهیدمدافع حرم رضا میرزایی سمت:فرمانده یگان ادوات نام جهادی: مختار ولادت:1359/4/1 شهادت:1393/4/3 محل شهادت: دمشق زینبیه مزارگلزارشهدا: مشهد بهشت رضا ع کانال رسمی فاطمیون @fatemeuonafg313

برچسب: شهیدمدافع حرم,شهیدمدافع حرم علی سجادی,شهیدمدافع حرم مهدی عسگری,شهیدمدافع حرم عباس دانشگر,شهیدمدافع حرم مهدی نوروزی,شهیدمدافع حرم حامدجوانی,شهیدمدافع حرم امین کریمی,شهیدمدافع حرم مهدی نظری,شهیدمدافع حرم محمدامین کریمیان,شهیدمدافع حرم علی نظری, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 17:38

شب بود.... چیزی معلوم نبود... فقط تونستن پیکرشون رو بیارن عقب.... صبح که شد بعد از پاکسازی شهر العیس... اومدن سراغ محل شهادت و جانبازی بچه ها.... کسی روضه نمیخوند.... درودیوار روضه خون شده بودن... شروع کردن به جمع کردم تکه گوشت ها و استخوان های خورد شده بچه ها.. بعد هم اونارو اول شهر العیس همین جایی که میبینید خاک کردن... عجب روزی بود شهیدان مسعود عسگری سید مصطفی موسوی محمدرضا دهقان احمد عطایی شهادت آخرین روز محرم۹۴ بانک اطلاعات شهدای مدافع حــــــرم @haram69

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 17:38

وقت رفتن قرآن روکه بازکرد این آیه اومد: (حفظناه من کل شیطان مارد) اولش خوشحال شدم تودلم گفتم"نکنه خدابخوادباشهادت از شرشیطان حفظش کنه" که آخرش همین شد. عکس:یکماه قبل مسجدسهله شهید مدافع حرم سعید بیاضی دوست شهید خــــــــادم الشـــــهداء @khadem_shohda

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 17:38


محمود احمد، از فرماندهان میدانی حرب الله لبنان در سوریه به شهادت رسید.

خــــــــادم الشـــــهداء

@khadem_shohda

برچسب: لحظه شهادت رزمندگان ایرانی, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 17:51

عادت داشت مستمر خون بدهد به نیت قربت الی الله! عاقبت هم خون داد و هم جان داد به نیت قربت الی الله! عجب رسم غریبی است حکایت فرزندان حضرت زهرا(س) شهید مدافع حرم سعید بیاضی زاده خــــــــادم الشـــــهداء @khadem_shohda

برچسب: شهید مدافع حرم,شهید مدافع حرم مهدی عسگری,شهید مدافع حرم علی نظری,شهید مدافع حرم عباسعلی علیزاده,شهید مدافع حرم مهدی حیدری,شهيد مدافع حرم,شهید مدافع حرم حضرت زینب,شهید محمدحسین مرادی مدافع حرم,شهید مدافع حرم حامد جوانی,شهید مدافع حرم محسن کمالی, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 17:51

شهادت آرزوی دیرینه ی من بوده و هست و زندگی در این دنیارا به امید شهادت شب رابه روز و روز را به شب سر می کنم واگر نبود شهادت و فدا شدن در راه آفریدگارو خالق هستی زندگی دراین دنیا هیچ ارزشی برایم نداشت. شاید بپرسند چرا باید به سوریه و عراق و یا ... رفت و جنگید !؟در جواب باید گفت : من مسلمانم و سر تعظیم در مقابل دین فرود می آورم که اسلام آوردن یعنی تسلیم شدن در برابر فرامین و دستورات الهی و با افتخار و با علم شیعه دوازده امامی هستم و ۱۴ معصوم و۱۴نور پاک و۱۴قرآن ناطق را روشنگر راه و مسیر تعالی به سوی خداوند می دانم. در این دریای طوفان زده دنیا ،۱۴ معصوم (علیه الس

برچسب: فرازی از وصیت نامه شهدا,فرازی از وصیت نامه شهید,فرازی از وصیت نامه شهید همت,فرازی از وصیت نامه امام,فرازی از وصیت نامه شهید چمران,فرازی از وصیت نامه شهید زین الدین,فرازی از وصیت نامه شهید شوشتری,فرازی از وصیت نامه شهید خرازی,فرازی از وصیت نامه شهید برونسی,فرازی از وصیت نامه شهید کاوه, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 6:27

روایت مادر شهید مدافع حرم از فرزندی که رفتارش شهادتش را در تاسوعا رقم زد مادر شهید میردوستی میگوید: تا حدی به حضرت ابوالفضل(ع) علاقه داشت که وقتی اسم مبارک حضرت میآمد, محمدحسین از خود بیخود میشد. وقتی برادرش از ناحیه چشم جانباز شد، خود را مانند حضرت ابوالفضل(ع) فدا و سپر برادرش میکرد. به گزارش مشرق، "به قدری به حضرت ابوالفضل(ع) علاقه داشت که وقتی اسم مبارک حضرت میآمد, محمد حسین از خود بی خود میشد.برادرش در یکی از ماموریتها چشم راستش را از دست داد و جانباز شد, محمدحسین خود را مانند حضرت ابوالفضل(ع) فدای برادرش میکرد و به برادرش میگفت «عیب

برچسب: گفتگو با مادر احسان علیخانی,گفتگو با مادران باردار,گفتگو با مادر شهید,گفتگو با مادر شهید مدافع حرم,گفتگو با مادر شهلا جاهد,گفتگو با مادر پژمان جمشیدی,گفتگو با مادربزرگ و بابابزرگ,گفتگو با مادربزرگ,گفتگو با مادر پاشایی,گفتگو با مادر عمو پورنگ, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 6:27

چفیه مخصوصی داشت••• که با آن اشکهایی را که بر مصیبت اهل بیت می گریست ، پاک می کرد . گفت به این چفیه دست نزنید ، نیاز به شستن ندارد .... گفت این سند آبروی من نزد اباعبدالله الحسین و مادرشان حضرت زهراست ... باشد ، غنیمت و ذخیره شب اول قبرم .... پدر جانم حضرت زهرا (س ) اشکهای خالصانه ات بر حسینش را خریدار شد ، که سر بر نیزه ات سند آبرویت گردید .... و حالا آن چفیه گرانقیمت اشکهایت یادگاری است با ارزش برای ما .... پروردگارا، حـَوِل قلـوبنا به بکاءُ علی الحســـین سردار بی سر شهید جاویدالاثر حاج عبدالله اسکندری شهیدی که سرش به نیزه ها رفت کانالشهیدحاجعبدالله

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 6:26

سلام همسر مهربانم امروز تاسوعاست ای علمدار من کجایی که علم زندگیمان به زمین افتاده و من طاقت بلند کردن آن را ندارم ...علمدار من علم منتظر دستان پرمهر و قدرتمندتوست.. کجایی...کوچه ها منتظر قدمهای توست... دسته های عزاداری بی وجود پر برکتت برای من بی فروق است عزیزم... میدانم الان در کنار علمدارکربلایی ودر پیشگاه اباعبدالله داری عزاداری میکنی ... ولی من هم علمدار میخواهم ای چراغ زندگی ام... سلام من رو به شهیدان دشت کربلا برسان...منتظر دیدارتم قرار دل بیقرام ارسالی همسر شهیدسجاد پورجباری بیسیم چی @bisimchi1

برچسب: دلنوشته همسر شهید مدافع حرم,دلنوشته همسر شهید حمزه,دلنوشته همسر شهید, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 13:23

فقط چند ساعت از یک انفجار که باعث شهادت محمود شد، میگذرد و حالا پیکرش در معراج شهداست. اما تابوت او را باز نمیکنند. و دلیل آن هم اربا اربا شدن بدن این شهید 29ساله است گویی خودش هم از این اتفاق خبر داشته است که در آخرین پیامش به دوست صمیمی خود نوشته است: «بگو در مراسم تشییع جنازهام روضه حضرت عباس(ع) را بخوانند.» و حالا مداحان گرد تابوت شهیدی که همانند حضرت اباالفضل العباس(ع) دو دست در بدن ندارد، روضه قمر بنیهاشم(ع) را میخوانند: دامنکشان رفتی... دلم زیر و رو شد... چشم حرامی... با حرم روبهرو شد... . شهید محمود نریمانی شهادت 10 مرداد 95 بیسیم چی @bisimchi1

برچسب: سفارش غذا دانشگاه شهید بهشتی,سفارش شهدا به حجاب,سفارش شهدا به نماز,سفارش غذا شهید بهشتی, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 13:23

اشڪ چشمان مہدے نیاز بہ روضہ نداشت، تا اسم سالار شہیدان رو مےشنید اشڪ تو چشماش جمع میشد و زار زار گریہ مےڪرد. جورے بود ڪہ وقتے ڪسے از امام حسین یا اهل بیت صحبت مےڪرد، بہ شوخی بہ مہدے مےگفتم: مهدی جان شروع ڪن چند لحظہ صبر مےکرد، تحمل نمےڪرد و شروع بہ اشڪ ریختن براے اربابش مےڪرد. علاقہ ے زیادے بہ اهل بیت داشت. راز شہادت مہدی، عشقش بہ سرور و سالار شہیدان بود! خاطره نقل شده توسط دوست شہید مہدے علےدوست @shahidalidoost https://telegram.me/joinchat/C9nfRDyiUT8asaRTEMLDAA کانال شهدای مدافع حرم قم

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 13:23

بسم رب الشهدا «نقل از مادر بزرگوار شهیدمصطفی صدرزاده» این روزها مرا به زمانی می برد که مصطفی را درسن چهارسالگی نذر حضرت اباالفضل کردم. و خودش از کودکی برای محرم آرام و قرار نداشت ،چقدر بالا و پایین می پرید . .زمانی که خیلی کوچک بود و دوست داشت اون رو هم توی دسته عزاداری راه بدن ، یا زمانی که از دسته ثارالله اهواز جاموند وهمش گریه می کرد ومی گفت خواب رفتم جاموندم، .یازمانی که در سن نوجوانی رفت لباس عید بگیره ولی لباس مشکی گرفت و گفت امسال عید نداریم ، .و یا سال 88 که در روز عاشورا بی حرمتی دید و تاب نیاورد ومجروح شد و... ▪️تمام این خاطرات مرا

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 13:23

درچنین روزهایی دو سردار غیور مدافع حرم شهید حاج حمید مختاربند (ابوزهرا) و شهید حاج فرشاد حسونی زاده (ابوناصر) آسمانی شدند.

شیر مردان مدافع حرم آسمانی شدنتان مبارک.

مدافعان حرم

https://telegram.me/modafain41

برچسب: سالروز آسمانی شدنت مبارک, نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 13:23

u200d بسم رب الشهداء با هم رفته بودیم کربلا، یک بار دیدم توی رواق روبروی ضریح خوابش برده و من هم برای بقیه جریان خوابیدنش را تعریف کردم. تا اینکه یک روز که مشغول دعا خواندن بودم، آمد کنارم و گفت چقدر دعا می خوانی؟!! برو بنشین با آقا حال کن ،با آقا حرف بزن. میگفت: خیلی خیلی لذت بخش است که خوابت ببرد ، چشم باز کنی و ببینی شش گوشه ارباب جلوی چشمانت است." بعد از اینکه خبر شهادتش آمد و رفتیم معراج شهدا به او گفتم به خدا اگر می دانستم خوابت در حرم می خواهد این طور بشود و تورا به اینجاها ببرد من هم می آمدم کنارت می خوابیدم . شهیدمحمدرضا دهقان امیری @khadem_shohda خــــ

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:19

پدرم گفت: اگر خادم این خانه شوی همهی زندگی و آخرتت تضمین است؛ از خدا خواستهام تا بشوم بیمارت؛ بس که داروی شفاخانهی تو شیرین است. شهیدمدافع حرم حامدجوانی @khadem_shohda خــــادم الــشهــــدا

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 17:19

صفحه بندی